کوین کلی، یه عادت بامزه داشت که به مناسبت تولدش، به تعداد عدد سال تولدش (یعنی مثلاً اگه ۵۰ سالش شده، ۵۰ تا) توصه/ نصیحت رو روی وبلاگش مینوشت و منتشر میکرد. ( چیزی که به مناسبت تولد ۶۸ سالگیش نوشت رو اینجا ترجمه کرده بودم قبلاً. میتونید بخونید.)
از اون بر یکی دوتا از وبلاگنویسهای خارجی رو دیدم که به مناسبت تولدشون، درسهایی که توی سال گذشته گرفتن رو به طور عمومی منتشر میکنن. (الان حضور ذهن ندارم که پیدا کنم و لینک بهشون بدم.)
این شد که فکر کردم بد نیست منم به مناسبت تولد ۲۵ سالگیم (من متولد آبان ۷۹ام.) چیزهایی که توی ۲۴ سالگیم یادگرفتم و یا به اهمیتشون پی بردم رو یکجا بنویسم. شاید علاوه بر اینکه خودم ازشون بعدها استفاده کردم، به درد یکی دیگه هم خورد. (پس این پیشفرض رو داشته باشید که اینها توصیههای خودم به خودمه بیشتر.)
به عنوان پیشنوشت آخر: درسها/ توصیهها هیچ ترتیب خاصی ندارن. ممکنه خیلیهاشون به نظرتون مشابه بیان اما اگه بیشتر درموردشون فکر کنید، اینطور نیست.

۱: خواب واقعاً مهمه
احتمالاً از این بر و اون بر درمورد اهمیت خواب خیلی شنیدین. اگه هم نه که توصیه میکنم برید این کتاب رو بخونید. (یا خلاصهش رو توی بیپلاس گوش کنید.) برای همین من فقط به گفتن یه چیز اکتفا میکنم: اگه نمیرسید/ نمیتونید یا به هر شکلی محدودیت دارید و فقط میتونید روی یک بخش از بهداشت خوابتون تمرکز کنید، به نظرم بهتره روی نظمش تمرکز کنید. سعی کنید هر شب سر ساعت مشخصی بخوابید و هر روز هم سر ساعت مشخصی بیدار بشید.
۲: کمتر حرف بزنید
کمتر حرف بزنید و بیشتر بنویسید. احتمالاً نتایج جالبی داشته باشه.
۳: حساب حسابه؛ کاکا برادر
توی بحثهای مالی با کسی تعارف نداشته باشید. فرقی نداره که طرف حسابتون دوستتونه، کارفرماست یا هرکس دیگهای. «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ» رو سرلوحه خودتون قرار بدید و تا ریال آخر حسابها رو تسویه کنید و با کسی تعارف و رودربایستی نداشته باشید.
۴: روی یک کار تمرکز کنید
این تمرکز هم از اون توصیههاییه که این بر اون بر زیاد گفته میشه. منم منظورم به طور کلی نزدیک به ایدهی اصلی کتاب اصلگراییه. (اینجا خود کتاب رو ببینید و اینجا خلاصهش رو از بیپلاس میتونید بشنوید.) یک اشتباهی که من سالها و بارها تکرارش کردم، پیش بردن همزمان چند کار/ پروژه و ایده بوده. (همین الانی که دارم این جملات رو هم مینویسم دارم این اشتباه رو با شدت کمتر تکرار میکنم.) دوستان دنیا اینطوری کار نمیکنه و اصول اقتصادی (اقتصاد به معنی تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود) اینجا هم جاری و ساریه.
۵: تجربههای گرون به امتحان کردنشون میارزن
احتمالاً اگه توی هر سطح درآمدی باشید، تجربههایی هستند که براتون گرون محسوب میشن. بد نیست که گاهی حساب شده اون تجربهها رو مزه کنید. اینطوری احتمالاً میفهمید که توی دنیا چیزهای بیشتری هستن برای خواستن و داشتن و احتمالاً بیشتر تلاش کنید. (البته شاید هم این کار خوبی نباشه. الان که دارم پیشنویس رو کامل میکنم بهش شک کردم اما خب.) (وقتی مینویسم تجربه دقیقاً منظورم تجربهست) (الان که دارم این جملات رو مینویسم دلار ۱۳۱۷۸۰ ت)
۶: نوشتن تسکها معجزه میکنه
هر روز کارهایی که باید روز بعد انجام بدید رو برای خودتون یه جا بنویسید. (مهم نیست که از نوشن استفاده میکنید (توصیه: نکنید) یا از دفترچه یادداشت گوشیتون یا قلم و کاغذ) اینطوری بهرهوریتون بیشتر میشه. احتمالاً روزهای اول هم تصور درستی از اسب بخارتون ندارید (اسب بخار: توی یک روز کاری چندتا تسک رو میتونید به سرانجام برسونید.) اما بعد از چند روز، به درک درستی از توانتون میرسید و بعد از اون میتونید روی بیشتر کردن اسب بخارتون کار کنید.
۷: حرف بزنید، اعتراض کنید و بخواید
مهم نیست که رابطهتون با طرف مقابلتون از چه جنسیه (کارمند و کارفرما، دوست، پارتنر شیپ یا….) کلید حفظ ارتباط گفتگوعه. پس با کسی که حفظ ارتباط بینتون براتون مهمه حرف بزنید. اگه چیزی ناراحتتون کرد سریع نسبت بهش اعتراض کنید (با بیان و در زمان درست) و نیازهاتون رو شفاف بیان کنید و بخواید (تا شاید بهتون داده بشه :دی )
۸: سلامتی تا وقتی که داریش ارزونه
اگه درست یادم باشه، ناوال میگه: خواسته اصلی آدمها سه چیزه: پول، سلامتی و سومی هم یادم نیست. اما ترتیب خواستنشون ترتیب اشتباهیه.
سلامتیتون رو بذارید در اولویت. خیلی از بخشهای سلامتی اینطوری کار میکنن که اگه از دست رفتن دیگه قابل بازگشت نیستن. نمیتونید بگید الان کار میکنم و از سلامتیم خرج میکنم و بعداً این مشکلاتی که کار کردن برام درست کرده رو پیگیری و حل میکنم. اینطوری کار نمیکنه.
۹: امروز سخته و فردا سختتر
امروز سخته و فردا سختتر از امروز. تنها کاری که از دستمون ساختهست اینه که قویتر بشیم.
۱۰: خودت و کارت رو درست معرفی کن
مهم نیست کارت چیه و چه تخصصی داری، اما باید خودت و کاری که میکنی رو درست و قشنگ معرفی کنی. حتی لازمه کمی اغراق کنی. مثل من اینطوری درباره کارهایی که میکنی کردی صحبت نکن. (البته اینطوری صحبت کردن هم مزیتهای خودش رو داره، اما این توصیه معطوف به موفقیتهای شغلی مالیه.)
۱۱: درست و معنادار شبکه بساز
اول پیدا کن که چه خدمات و مهارتهایی داری که آدمها لازمن بابتش بهت پول بدن، بعدش شروع کن به شکبهسازی. توی آموزشهای لینکدین یه جملهی پرتکرار بود درمورد تفاوت کانکشن و فالو؛ خیلی ساده میگفت شما باید با کسانی کانکشن بزنید که از نظر کاری توی یه حوزه قرار میگیرید. این اصل رو توی زندگی هم رعایت کنید. ایراد نداره اگه دلتون خواست با افراد مختلفی ارتباط بگیرید (فالو کردن) اما حواستون باشه که برای بالا بردن شانس موفقیت بهتره که کانشکنهای معناداری بسازید و روی اینها تمرکز و زمان بیشتری بذارید.
۱۲: با خانوادهت دیالوگ داشته باش
اطراف من اقلا، بین همجنسهام (انقدر محدودش کردم که زیاد به کلی گوییم گیر ندید) میبینم که یه شکافی بین فرزند و والدین هست. چیزی که به من کمک کرد توی ارتباطم با والدینم، گفتوگو و توضیح دادن کارم، تصمیمهام بود. بازم شبیه به توصیهی قبلیم درمورد گفتوگو شد اما چون به نظرم مهم بود جدا نوشتمش. گفتوگوهایی مثل این گفتوگوهای سختی هستن. (چون احتمالا توازن قدرت و داینامیکهای رابطه بالانس نیستن و دلایل دیگه) اما این سختی رو به جون بخرید و از نتایجش لذت ببرید.
۱۳: هیچکس قرار نیست بهت بگه باید چیکار کنی
تا همین امسال، خیلی دنبال این بودم که یه کسی یه راهی پیش پام بذاره و من همون رو تا آخر برم. یه راه برای پیش رفتن توی مسیر شغلی، یه راه برای پیش رفتن توی انتخابهای بزرگ زندگی و….اما فهمیدم که دنیا اینطوری کار نمیکنه و احتمالا اون آدمهایی که ما خوشبینانه داریم ازشون این سوالات و رهنمودها رو میخوایم خودشون هم به اندازه ما گیجن پ نمیدونن دارن چیکار میکنن.کتاب کشف شمال حقیقی رو بخونید و بدونید که این تمایل به اینکه دیگران بهتون بگن چیکار کنید همون چیزیه که باعث میشه آدمها به کالتهای عجیب غریب بپیوندن.
۱۴: تصمیم نگرفتن، یعنی محول کردنش به دیگری
هروقت زمان زیادی رو صرف گرفتن یه تصمیم میکنید (علاوه بر اینکه ممکنه دچار فرسودگی تصمیم بشید (اگه اشتباه نکنم)) درواقع دارید این اجازه رو به شرایط و دیگران میدید که به جاتون تصمیم بگیرن. پس بهتره که خودتون زودتر تصمیمهایی که باید رو بگیرید.
۱۵: مدیریت مالی مهمه
درآمدها و هزینههاتون رو یادداشت کنید و یا از نرمافزارهای حسابداری استفاده کنید. من از پارمیس استفاده میکنم. رایگانه. کار باهاش آسونه و خودکار پیامکهای بانکی رو شناسایی میکنه. توی این وضعیت اقتصادی مملکت، هرچه کنترل بیشتری روی جریانهای مالیتون داشته باشید بهتره. بعدش میتونید به سرمایهگذاری و اینها فکر کنید.
۱۶: از روزنوشتها غافل نشید
کافکا که میگه:
در یادداشتهای روزانه شواهدی پیدا میکنید مبنی بر اینکه موقعیتهایی که امروز به نظرتون تحمل ناپذیر میان رو زندگی کردید.
سعی کنید هر شب، حداقل یک خط یا چند جمله درمورد اون روزتون بنویسید. درمورد تجربهها، احساساتون و یا فرایند فکر کردنتون برای تصمیمی که دارید میگیرید. روزنوشت داشتن بعد از یه مدت یه دید خوبی بهتون میده و به خودشناسیتون کمک میکنه. (خوبیهای فراوانی داره)
من معمولاً توی سیو مسیج تلگرامم مینویسم و بعدش اونها رو میبرم برای خودم توی یک فایل گوگل داک ذخیره میکنم.
۱۷: روتین تقریباً همه چیزه
روتین داشته باشید. سعی کنید توی زندگیتون عادتهایی بسازید که شما رو به اهدافتون نزدیک میکنن و بعد اونها رو تبدیل به روتین زندگیتون کنید. یکی از چیزهایی که توی روزهای سخت بهتون کمک میکنه که متوقف نشید و ادامه بدید داشتن روتین. (در این شرایط حتی روتین میتونه نجات دهنده باشه.)
برای ساختن روتین اگه سیستم عامل گوشیتون اندرویده میتونید از این اپ استفاده کنید. (رایگانه، سادهست و خروجی هم میتونید ازش بگیرید.)
۱۸: توی رابطهتون شفافیت رو اصل اول قرار بدید
به نظرم اگه قرار باشه یه اصل برای روابط عاطفی بذاریم، بهتره که اون اصل شفافیت باشه. بهتره که خیلی بیرحمانه توی روابط عاطفیتون اول با خودتون، خواستهها و احساساتتون شفاف باشید و بعدش اینها رو با شریک عاطفیتون همونقدر شفاف درمیون بذارید.
۱۹: اسکرینتایم کمتر زندگی بهتر
سعی کنید تا جایی که میتونید از صفحه نمایشها فاصله بگیرید. صفحه نمایش میتونه گوشی، لپتاپ، کامپیوتر و یا تلوزیون باشه. از اپهای سلامت روی گوشیتون (معمولاً همه گوشیها الان دیگه به طور پیشفرض روشون نصب هست.) استفاده کنید. اگه روزی بیشتر از ۴ ساعت دارید از تلفن همراهتون استفاده میکنید و کارتون وابسته به تلفن همراه نیست این باید براتون یه زنگ خطر باشه. (روزی چهار ساعت استفاده از تلفن همراه یعنی ۶۰ روز در سال رو توی تلفنتون بودید. این هم یعنی توی چهل سال ۶ و نیم سال رو صرف تلفن همراه کردید. فکر نکنم همچین چیزی برای کسی جالب و یا خواستنی باشه.
۲۰: بیشتر و بیشتر راه برید
ما نوادگان انسان شکارچی گردآورندهایم. احتمالاً الان تعداد زیادیمون داریم کم راه میریم و این به سلامتمون آسیبهای مختلفی میزنه. سعی کنید روزانه حود ۵ تا ۶ هزار قدم پیاده روی کنید. رسیدن به این عدد کار سختی نیست. فقط کافیه که یه ساعت زماندار تنظیم کنید تا بهتون یادآوری کنه که هر از یک ساعت، پنج تا ده دقیقه، از جاتون بلند بشید و توی همون محیطی که هستید راه برید.
و اینکه ۵ هزار قدم واقعا عدد بزرگی نیست. میشه کمتر از ۴ کیلومتر. میتونید توی یک ساعت بیشتر از این راه برید. تازه با سرعت معمولی بدون اینکه بهتون فشار بیاد. پس انجامش بدید.
۲۱: آدم در تنهایی انسانتره
اطرافیان تاثیر زیادی روی همه ما میذارن. سعی کنید که با دقت زیادی اطرافیانتون رو انتخاب کنید. اگه هم نمیتونید به درستی این انتخاب رو انجام بدید، تنهایی بهترین گزینهست. (البته سختترین هم احتمالاً باشه.)
۲۲: اگه به کاری افتخار نمیکنی نباید انجامش بدی
اینجا منظورم از کار شغل نیست. اگه تصمیی گرفیتد و دست به کاری زدید که نمیتونید با افتخار ازش برای دیگران صحبت کنید، نباید انجامش بدید. اون کار شما رو از خودتون دور میکنه و بهتون آسیب میرسونه.
یا به زبون دیگه:
با چیزی میخوای متفاوت رفتار نکن. تا یه جایی میتونی تحمل کنی بعدش اون چیز خیلی محکم میخوره توی صورتت.
۲۳: هزینه داشتن بعضی چیزها خیلی بیشتر از پولیه که بابت خریدشون میپردازید
پولی که شما برای داشتن چیزها میپردازید، میتونه تا دو برابر قیمت خود اون چیز باشه. چون دارید انرژی و زمان، برای راهاندازی، یادگیری استفاده، نگهداری، تمیر و بعد هم دور انداختن و یا فورختنش صرف میکنید. این هزینهها معمولاً روی برچسب قیمت نمیان اما باید بهشون دقت کنید.
مثلاً هزینه ماشین داشتن، فقط قیمت خود ماشین نیست. هزینهی بنزین، روغن ( و بقیه لوازم مصرفی)، نگهداری (کارواش و…) و اگه تصادف کنید هزینه تعمیر رو هم باید در نظر بگیرید.
۲۴: اخبار رو دنبال نکن
واقعاً توی دنبال کردن اخبار هیچ فایدهای نیست. مخصوصاً اگه کارتون ربطی به اخبار نداره. ما معمولاً برای اینکه احساس کنیم روی اوضاع کنترل داریم اخبار رو دنبال میکنیم. اما جایی زندگی میکنیم که نسبت اخبار بد به خوب بیشتره (در مقایسه با جاهای دیگهی دنیا) و اخباری که دنبال میکنیم هم کاری در موردشون نمیتونیم بکنیم. پس اخبار رو رها کنید و باور کنید که هر خبری رو لازم باشه که بدونید دیگران بهتون میگن.
۲۵: برو جلو و به اون دختری که ازش خوشت میاد پیشنهاد بده
باور کن نمیمیری. برو جلو و خیلی محترمانه به دختری که ازش خوشت اومده پیشنهاد بده. به چایی چیزی دعوتش کن و بازم محترمانه و با اعتمادبهنفس بهش بگو که ازش خوشت میاد و دوستداری بیشتر باهاش آشنا شی و بپرس اگه موافقه بیشتر بیرون برید و شروع کنید به قرارگذاشتن.
به نشونه تشکر، این نوشته تقدیم به همه کسایی که امسال ازشون چیزی یادگرفتم: امیرحسین، ، م ز، سیاوش، سره الروح، احمد، مهدی (خودم بهش یاد داده بودم؛ ولی خب یادآوری کرد.) ل ف، آرش، ادریس، علی و احتمالاً دیگرانی که اسمشون الان خاطرم نیست.
خوشحال میشم اگه کامنت بذارید این پایین. (اگه هرکدوم از این ۲۵ درس، واضح نیست هم میتونید بگید که مثال بهش اضافه کنم.) خوشحالتر هم میشم که اگه برید به این صفحه و حمایت مالی کنید.