سطرچین | راهنمای خوشبختی و ثروتمندی به روایت ناوال راویکانت

این نوشته بخشی از مجموعه‌ی «سطرچین» است؛ جایی که بخش‌هایی از کتاب‌هایی که می‌خوانم را ثبت می‌کنم. در هر پست از سطرچین معمولاً این‌ها را می‌خونید: معرفی اجمالی کتاب، جملات منتخبی از کتاب که موقع خوندن هایلایت کردم (گاهی هم برداشت یا توضیح کوتاه من درباره‌ی بعضی از آن‌ها)، و در پایان نظر من درمورد کتاب (معمولاً همون یادداشتی که روی گودریدز گذاشتم).

املای واژه‌ها و شکل نگارش کلمات تا حد ممکن مطابق نسخه‌ای از کتاب‌هاست که در اختیارم بوده. فقط فاصله‌گذاری‌ها گاهی بر اساس برداشت من انجام شده (چون از روی نسخه‌ی چاپی همیشه دقیق قابل تشخیص نیست.)، اگر جایی غلط املایی یا خطایی دیدید خوشحال می‌شم توی دیدگاه‌ها بگید تا اصلاحش کنم.

فهرست همه‌ی مطالب سری «سطرچین» را می‌توانید اینجا ببینید.

درباره‌ی کتاب

✍️ نویسنده: اریک یورگنسن 🗣 مترجم: فریده صالحی 📚 انتشارات: میلکان 📆ت شروع: ۱۴۰۳/۰۲/۲۱ 📆 ت پایان: ۱۴۰۳/۰۳/۰۴

حرفم درباره‌ی این کتاب

سطرها

  • اگر چیزی هم در زندگی نداشته باشید و فقط یک نفر برای‌تان بماند که بی‌قید و شرط دوست‌تان داشته باشد، معجزه‌ی بزرگی در عزت‌نفس‌تان ایجاد می‌کند.
  • تا زمانی که نمی‌دانید باید روی چه چیزی زمان بگذارید، سراغ سخت کار کرد نروید و خود را با آن درگیر نکنید.
  • پول نحوه‌ی انتقال زمان و ثروت است.
  • با اجاره دادن وقت‌تان ثروتمند نخواهید شد.
  • برای رسیدن به هدف، کارهای تکرار شونده و مرتبط با هم انجام دهید
  • مسئولیت‌ها را بپذیرید و با نام خود ریسک‌های تجاری را قبول کنید.
  • رسیدن به این هدف سخت است. پس برای همین می‌گویم چند دهه طول می‌کشد.
  • پول نحوه‌ی انتقال ثروت را نشان می‌دهد. پول همان اعتبار اجتماعی است. نشان می‌دهد که چقدر اعتبار داریم و چقدر می‌توانیم وقت دیگران را به خود اختصاص دهیم.
  • ثروت دارایی‌هایی است که در خواب هم برای شما درآمد خلق می‌کند.
  • تعریف من از ثروت بیشتر شامل همان مشاغل و دارایی‌هایی می‌شود که در خواب هم درآمد کسب می‌کنند.
  • از دیگران کپی نکنید.
  • امروزه مهم این است که در عرض نه تا دوازده ماه در یک زمینه‌ی کاملاً جدید تخصص پیدا کنید.
  • در زندگی ریاضیات پایه خیلی مهم‌تر از یادگیری محاسبات پیچیده است.
  • دایره‌ی لغات‌تان را گسترده کنید یا به هفت زبان مختلف مسلط باشید.
  • آن‌ها به دلیل ترکیب کردن روابط با کاری که می‌کنند مورد اعتماد مردم‌اند. آن‌ها در این کسب‌وکار ماندند و به روشی واضح نشان دادند که صادق‌اند.
  • نیات مهم نیستند. اقدامات اهمیت دارند. به همین دلیل اخلاقی عمل کردن سخت است.
  • وقتی با فردی قرار می‌گذارید، به محض این‌که متوجه می‌شوید این رابطه درست نیست و به ازدواج ختم نمی‌شود، باید خیلی زود از آن خارج شوید. وقتی در حال یادگیری موضوعی هستید، مثل جغرافیا یا تاریخ، به محض اینکه پی می‌برید در آینده از این اطلاعات استفاده نمی‌کنید، باید کلاس را ترک کنید. وقت تلف کردن است، انرژی مغز شما را تلف می‌کند.
  • باید اعتبار بسازید و تا جایی که می‌توانید، این کار را که خطرناک هم هست، با نام خودتان انجام دهید.
  • بدون مسئولیت‌پذیری نمی‌توانید اعتبار بسازید.
  • خطر شکست را با نام خودتان بپذیرید.
  • افراردی که از شکست‌خوردن با نام خودشان در مجامع عمومی نمی‌ترسند، قدرت خیلی زیادی کسب می‌کنند.
  • مسئولیت‌پذیری خطرات واقعی به همراه دارد.
  • بدون مالکیت، ورودی و خروجی شما فاصله‌ی کمی با یکدیگر دارند.
  • داشتن سهام یک شرکت به معنای این است که صاخب سود احتمالی حاصل از رشد ارزش سهام آن شرکت هستید. زمانی که صاحب شرکتی هستید، صاحب درآمد تضمینی هستید، ولی صاحب بدبیاری و مشکلات آن هم هستید. بهتر است سهام داشته باشید. اگر در شرکتی سهامی نداشته باشید، احتمال کسب درآمد برای‌تان خیلی ناچیز می‌شود.
  • اما معمولاً ثروت واقعی با راه‌اندازی شرکت‌های شخصی یا حتی سرمایه‌گذاری به دست می‌آید.
  • ثروت با کارهای ساعتی به دست نمی‌آید.
  • به نظرم معنی زندگی‌ این است که هر کاری را به خاطر خودش انجام دهیم.
  • به طرز چالبی وقتی هرکاری را به خاطر خودش انجام می‌دهید، بهترین نتیجه‌ی ممکن را خواهید گرفت.
  • با ذهن‌تان پول در بیاورید نه با زمان‌تان.
  • هیچ کار غیرقانونی انجام ندهید.
  • از ضرر فاجعه‌بار مطلق دور بمانید. اجتناب از نابودی همچنین به معنای دوری از مواردی است که می‌تواند خطرات فیزیکی در بر داشته باشد یا به بدن‌تان آسیب برساند. باید مراقب سلامتی خود هم باشید.
  • از کارهایی که باعث می‌شوند تمام سرمایه و پس‌انداز خود را از دست بدهید دوری بمانید. تمام تخم‌مرغ‌های‌تان را درون یک سبد نگذارید و قمار نکنید.
  • ریسک‌های منطقی و آینده‌داری بکنید که سود خیلی خوبی دارند.
  • قضاوت، به ویژه قضاوت آشکار با مسئولیت‌پذیری زیاد و سوابق شفاف، حیاتی است.
  • وقت خود را با نرخ ساعتی ارزش‌گذاری کنید و با بی‌رحمی مراقب آن باشید تا زمان زیادی را ذخیره کنید. هیچ‌وقت بیشتر از چیزی که خودتان مشخص می‌کنید، ارزش پیدا نمی‌کنید.
  • همیشه برای هر تصمیمی وقت خود را در نظر بگیرید. چقدر زمان می‌برد؟ یک ساعت طول می‌کشد که برای به‌دست‌آوردن چیزی شهر را زیر پا بگذارید. اگر برای هر ساعت خود صد دلار ارزش قائل می‌شوید، یعنی در حقیقت دارید صد دلار از جیب خود بیرون می‌ریزید. حالا قصد انجام چنین کاری را دارید؟
  • روش دیگری هم برای این تفکر وجود دارد. اگر می‌توانید کاری را با هزینه‌ی کمتر از نرخ ساعتی خود برون‌سپاری کنید یا انجام‌دادن آن ارزش کمتری از نرخ ساعتی‌تان دارد، حتماً‌ آن را برون‌سپاری کنید یا اصلاً آن را انجام ندید. اگر می‌توانید کسی را با هزینه ی کمتر از نرخ ساعتی خود استخدام کنید، این کار را بکنید. این کارها حتی شامل آشپزی کردن هم می‌شود. ممکن است دوست داشته باشید غذای خانگی سالم بخورید، اما اگر می‌توانید آن را برون‌سپاری کنید، برون‌سپاری کنید.
  • نرخ ساعتی بلندپروازانه‌ای برای خودتان مشخص کنید و به آن پایبند باشید. باید به طرز مسخره‌ای زیاد به نظر برسد.
  • به معنای واقعی کلمه، ضد ثروت بودن از ثروتمندشدن شما جلوگیری می‌کند.
  • خوش‌بین و مثبت باشید. خیلی مهم است. در طولانی مدت، افراد خوش بین بهتر عمل می‌کنند.
  • وقت بیشتری را صرف تصمیم‌گیری‌های بزرگ کنید. اساساً در اوایل زندگی‌تان باید سه تصمیم بزرگ بگیرید: کجا زندگی کنید، با چه کسی زندگی کنید و چه شغلی داشته باشید.
  • اگر می‌خواهید ده سال در یک شهر زندگی کنید، اگر می‌خواهید پنج سال در یک شغل باشید، اگر می‌خواهید یک دهه را صرف رابطه‌ای بکنید، باید یک تا دو سال را صرف تصمیم‌گیری در مورد این مسائل کنید. این تصمیم‌ها بسیار تاثیرگذارند. این سه تصمیم واقعاً مهم‌اند.
    باید به همه چیز نه بگویید و وقت خود را خالی کنید تا بتوانید مشکلات مهم را از میان بردارید. این سه موضوع احتمالاً بزرگ‌ترین آن‌ها هستند.
  • آنجه واقعاً می‌خواهید آزادی است. می‌خواهید از مشکلات مالی رها شوید، درست است؟ به نظرم خوب است. به محض این‌که با کاهش سطح انتظارات با افزایش درآمد مشکلات مالی خود را حل کردید بهتر است بازنشسته شوید.
  • تعریف شما از بازنشستگی چیست؟ بازنشستگی یعنی زمانی که شما از فداکردن امروز برای یک فردای خیالی دست می‌کشید.
  • هنر خلاقیت است. هنر هرکاری است که به خاطر خودش انجام شود. چه چیززهایی هستند که به خاطر خودشان انجام می‌شوند و هیچ هدفی پشتش نیست؟ دوست داشتن، خلق کردن، بازی کردن.
  • پول ریشه‌ی همه‌ی شرارت‌ها نیست؛ هیچ‌چیز شروری در پول وجود ندارد. اما حریض بودن برای پول بد است.
  • بهترین راه برای دوری از این علاقه‌ی مدادم به پول این است که همزمان با کسب درآمد سبک زندگی‌ خود را ارتقا ندهید.
  • اگر در شغل خود ارتقا پیدا نمی‌کنید، پیشرفت کردن در مراحل بعدی زندگی بسیار دشوار می‌شود. بهتر است کارتان را در شرکتی کوچک آغاز کنید، زیرا زیرساخت‌های کمتری برای جلوگیری از ارتقای سریع وجود دارد.
  • برای اینکه بدون خوش‌شانس ثروتمند شویم، باید قاطعانه عمل کنیم. نباید همه‌چیز را به شانس واگذار کنیم.
  • راه‌های خوش‌شانس شدن:
    امیدوار باشید شانس شما را پیدا کند؛
    تلاش کنید خودتان شانس را پیدا کنید؛
    ذهن‌تان را آماده کنید و به موقعیت‌هایی که دیگران از دست می‌هند حساس باشید؛
    در کاری که می‌کنید بهترین باشید. تا زمانی که این اتفاق نیفتاده، کارتان را مرتب و بارها و بارها باز تعریف کنید. فرصت دنبال شما خواهد گشت. شانس به سرنوشت شما تبدیل خواهد شد.
  • شخصیت و شهرت چیزهایی‌اند که می‌توانید بسازید.
  • در بازی بلندمتد، به نظر می‌رسد که همه برای ثروتمندکردن همدیگر تلاش می‌کنند. در بازی کوتاه‌مدت، به نظر می‌رسد که همه برای ثروتمندکردن خودشان تلاش می‌کنند.
  • در این دنیا بدترین نتیجه نداشتن عزت‌نفس است. اگر خودتان را دوست نداشته باشید، چه کسی دوستتان خواهد داشت؟
  • به نظرم باید خیلی مراقب کارهایی باشید که اساساً به آن‌ها افتخار نمی‌کنید، زیرا تک‌تک آن‌ها به شما آسیب می‌زنند. دفعه‌ی اولی که کسی به این شکل رفتار کند، به او هشدار می‌دهم.
    در هر صورت، هیچ‌کس تغییر نمی‌کند. بعد از آن، منم که از آن‌ها فاصله می‌گیرم. آن‌ها را از زندگی خود پاک می‌کنم. مدام این جمله را در ذهن خود دارم:«‌هرچه می‌]واهید به من نزدیک شوید، باید به هماناندازه ارزش‌های خود را بهبود بدهید.»
  • حتی اگر تمام قطعات لازم را سر جای‌شان گذاشته باشید، باز هم زمان می‌برد؛ باید مدت زمان نامشخصی روی آن وقت بگذارید. اگر حساب و کتاب کنید، قبل از رسیدن موفقیت واقعی، صبر و تحمل‌تان تمام می‌شود.
  • همه می‌خواهند زود ثروتمند شوند، اما جهان مکانی کارآمد است؛ هیچ‌چیز بلافاصله کار نمی‌کند. باید برای آن وقت صرف کنید. باید ساعت‌ها وقت صرف کنید.
  • تنها راه برای یادگرفتن واقعی یک کار انجام دادن آن است. بله، به راهنمایی گوش کنید، ولی صبر نکنید.
  • مردم عجیب ثبات‌قدم‌اند. کارما خود شمایید که الگوها، فضایل و عیب‌های‌تان را تکرار می‌کنید تا سرانجام چیزی را که شایسته‌اش هستید به دست می‌آورید. همیشه به دیگران نیکی کنید و حسابش را هم نگه ندارید.
  • رزومه‌ی واقعی شما فهرست تمام رنج‌های‌تان است.
  • در هر صورت باید کارهای سخت بکنید تا معنی خود را در زندگی به وجود بیاورید.
  • در دنیای مادی، پول آزادی را برای شما می‌خرد. قرار نیست خوشحال‌تان کند، قرار نیست مشکلات جسمی‌تان را حل کند، قرار نیست خاناوده‌ی شما را عالی کند، قرار نیست اندام خوبی برای‌تان بسازد، قرار نیست آرام‌تان کند. اما خیلی از مشکلات بیرونی را برطرف خواهد کرد. پول‌درآوردن کار منطقی‌ای‌ است.
    پول‌درآوردن مشکلات مالی شما را حل کند. بعضی از مسائل را که مانع خوشبختی هستتند از بین می‌بر، اما قرار نیست خوشحال‌تان کند.
  • در یک چیزی واقعاً حرفه‌ای شوید.
  • تعریف من از خرد شناختن پیامدهای بلندمدت اقدامات خود است.
  • خردی که روی مشکلات خارجی اعمال می‌شود، همان قدرت تصمیم‌گیری و قضاوت است.
  • متفکران واقعاً هوشمند متفکران شفاف‌‌اند. آن‌ها اصول را در سطح بسیار بنیادی‌اش درک می‌کنند. ترجیح می‌دهم اصول را واقعاً خوب یاد بگیرم؛ به‌جای این‌که مفاهیم پیچیده‌ای را حفظ کنم.
  • خبر خوب این‌ است که لحظه‌ی دردآور، وقتی درد می‌کشید، لحظه‌ی حقیقت است. لحظه‌ای است که مجبورید واقعیت را به همان شکلی که هست بپذیرید. سپس می‌توانید تغییر و پیشرفت معناداری ایجاد کنید. فقط زمانی که با حقیقت روبه‌رو می‌شوید می‌توانید پیشرفت کنید.
  • کار سخت همان دیدن حقیقت است. برای دیدن حقیقت باید غرور را کنار بذارید، زیرا غرور دوست ندارد با حقیقت روبه‌رو شود. هرچه غرورتان را کمتر کنید، واکنش کمتری دارید و خواسته‌های کمتری هم به نتیجه‌ای که می‌گیرید خواهید داشت و به همین ترتیب دیدن واقعیت هم برای‌تان راحت‌تر می‌شود.
  • شما پاسخ درست را می‌دانید، اما دوست‌تان آن را نیم‌بیند، چون در لحظه‌ی درد و رنج قرار دارد. آن‌ها هنوز آرزو می‌کنند که واقعیت متفاوت باشد. مشکل واقعیت نیست. مشکل این است که تمایل ان‌ها با واقعیت برخورد می‌کند و اجازه نمی‌دهد حقیقت را ببینند؛ مهم نیست که چقدر حقیقت را به آن‌ها نشان دهید. زمانی که می‌خواهم تصمیم بگیرم، دقیقاً همین اتفاق می‌افتد.
  • احساس‌تان چیزی درباره‌ی واقعیت نمی‌گوید؛ فقط تخمین‌‌تان از واقعیت را نشان می‌هد.
  • خلاف‌گرا کسی نیست که همیشه اعتراض کند؛ وگرنه فقط نوع برعکس فرد مقلد می‌شد. خلاف‌گرا از ابتدا دلایلا کاملاً مستقلی ارائه می‌کند و در مقابل فشار برای تقلید مقاوم است.
    بدبینی آسان است. تقلید آسان است.
    خلاف‌گراهای خوش‌بین کمیاب‌ترین گونه‌اند.
  • برای عمل کردن کاملاً به عادت نیاز دارید. نمی‌توانید هر مشکلی در زندگی را به گونه‌ای حل کنید که انگار اولین بار است به سمت‌تان پرتاب می‌شود. ما همه‌ی این عادت‌ها را جمع می‌کنیم. بعد آن‌ها را در بسته‌ی هویت،‌منیت و شخصیت قرار می‌دهیم و به آن‌ها وابسته می‌شویم. «من ناوالم. من همین شکلی‌ام»
    واقعاً م هم است که خودتان را از حالت شرطی بیرون بیاورید، بتوانید خود را از عادت‌ها جدا کنید و بگویید:« خیلی خب، این احتمالاً عادتی است که من از بچگی دارم تا توجه مادرم را جلب کنم. حالا بیش از پیش آن را تقویت کردم و بخشی از هویت خودم می‌دانم. هنوز هم برایم خوب است؟ ممن را خوشحال‌تر می‌کند؟ سلام‌تر می‌کند؟ کمک می‌کند که اهدافم برسم؟
  • دو درس جذاب درباره‌ی رنج در طولانی مدت وجود دارد. یکی باعث می‌شود دنیا را به همان شکلی که هست بپذیرید. درس دیگر هم باعث می‌شود منیت‌تان به روشی بسیار سخت تغییر کند.
  • فیسبوک مجدد طراحی می‌شود. طراحی توییتر تغییر می‌کند. شخصیت‌ها، مشاغل و تیم‌ها هم نیاز به طراحی مجدد دارند. هیچ راه‌حل دائمی در سیستمی پویا وجود ندارد.
  • فضایل کلاسیک همگی رهایفت‌هایی آنی برای گرفتن تصمیم بهینه‌ی بلندمدت به جای تصمیم کوتاه مدت هستند.
  • ریچارد فاینمن، فیزیکدان نظری معروف۷ گفتهاست:« هیچ وقت نباید کسی را فریب دهید. خودتان راحت‌ترین فرد برای گول‌زدن هستید.» همان لحظه‌ای که به فردی دروغ می‌گویید، به خودتان هم دروغ گفته‌اید. بعد کم کم دروغ خود را باور می‌کنید. همین باعث می‌شود که از واقعیت جدا شوید و به مسیر اشتباهی بروید.
  • تصمیم‌گیری همه‌چیز است.
  • به نظرم بخش زیادی از جامعه مدرن را می‌توان با تکامل توضیح داد. نظریه این است که وجود تمدن برای پاسخ به این سوال است که چه فردی می‌تواند جفت‌گیری کند. اگر با دیدگاه گزینش تولید مثلی به اطراف خود نگاه کنید، اسپرم فراوان و تخمک کمیاب است. این مشکل تخصیص است
    به معنای واقعی کلمه تمام فعالیت‌های بشریت برای حل همین مشکل است.
  • به نظرم موفق بودن فقط همین است که هیچ اشتباهی نکنیم. نه به این معنی که همه تصمیم‌هایمان درست باشد. موفق بودن یعنی از قضاوت‌های اشتباه اجتناب کنیم.
  • اقتصاد خورد و نظریه بازی اساسی هستند. فکر نمی‌کنم بدون درک کافی از عرضه و تقاضا، سرمایه در مقابل نیروی کار، نظریه بازی و چنین مواردی بتوانید در تجارت موفق باشید؛ حتی در جامعه امروزی هم که بخش زیادی از آن سرمایه‌گرا شده نمی‌توانید پیمایش و هدایت کنید.
  • هرچه بیشتر بتوانید پاداش فرد را با ارزشی که ایجاد می‌کند گره بزنید، او را به رئیس بودن بیشتر نزدیک می‌کنید و از کارگزار بودن دورش می‌کنید.
  • کتاب ریاضی پایه را باز کنید و مطمئن شوید که ضرب، تقسیم، ترکیب، احتمال و آمار را خوب یاد گرفته‌اید.
  • درک اصول حسابان خیلی مهمتر است.
  • اگر نمی‌توانید تصمیم بگیرید، بنابراین جواب خیر است.
  • اگر با تصمیم‌های سختی روبرو شوم از جمله:
    با این فرد ازدواج کنم؟
    این شغل را قبول کنم؟
    این خانه را بخرم؟
    به این شهر نقل مکان کنم؟
    با این فرد شریک شوم؟
    اگر نمی‌توانید تصمیم بگیرید جواب سوال خیر است.
  • مهم این است که فقط زمانی که از چیزی کاملا مطمئنید با آن موافقت کنید. هرگز موقعیتی پیش نمی‌آید که به آن کامل مطمئن باشید اما باید خیلی مطمئن شوید.
  • رهیافتی ساده: اگر بر سر یک دوراهی سخت گیر افتادید و دودل بودید مسیری را انتخاب کنید که در کوتاه مدت درد بیشتری دارد.
  • اگر دو گزینه مقابل خود دارید که تقریباً با هم یکی هستند گزینه ای را انتخاب کنید که مسیر سخت‌تری دارد و در کوتاه مدت درد بیشتری همراه دارد.
  • بیشتر دستاوردهای زندگی از رنج‌های کوتاه مدت به دست می‌آید.
  • چیزی را که دوست دارید بخوانید تا عاشق خواندن شوید.
  • چیزی را که یافتید برای دیگری توضیح دهید. آموزش دادن یادگیری را قوت می‌بخشد.
  • درباره بزرگان ریاضی، علوم و فلسفه مطالعه کنید. اخبار و افراد معاصر را نادیده بگیرید. از هویت قبیله‌ای دوری کنید. حقیقت را برتر از تایید اجتماعی قرار دهید.
  • اگر می‌خواهید اقتصاد کلان را یاد بگیرید ابتدا آدام اسمیت، فن میزس، یا هایک را مطالعه کنید.
  • هنگام حل مشکلات: هرچه مشکلات قدیمی‌تر باشند، راه حل هم قدیمی‌تر است.
  • اگر با مشکلی قدیمی مثل اینکه چطور بدن خود را سالم نگه دارید، چطور آرام و بدون استرس زندگی کنید، چه سیستم‌های ارزشی خوبند، چطور خانواده تشکیل دهید و با اینگونه مسائل طرفید، احتمالاً باید سراغ راه حل‌های قدیمی بروید، زیرا آنها به درد این مشکلات می‌خورند.
  • سه موضوع بزرگ در زندگی ثروت، سلامتی و خوشبختی هستند. ما به همین ترتیب دنبال آنها می‌رویم اما اهمیت آنها برعکس این است.
  • ما ماشین‌های فوق العاده قضاوت کننده‌ای هستیم که برای بقا و تکثیر تلاش می‌کنیم. ما مدام دور خود می‌چرخیم و فکر می‌کنیم «من به این نیاز دارم» یا «به آن نیاز دارم» و در این تله تمایلات مداوم گیر افتادیم. خوشبختی حالتی است که چیزی کم نباشد. وقتی چیزی کم نباشد، ذهن شما خاموش می‌شود و مدام به گذشته و آینده نمی‌رود که بخواهد برای اتفاقی پشیمان شود و برای چیز دیگری برنامه‌ریزی کند.
  • خوشبختی برای من واقعاً با زجر نکشیدن، تمایل نداشتن، زیاد فکر نکردن به گذشته آینده، پذیرفتن واقعی زمان حال و واقعیت، به همان شکلی که هست، معنی می‌شود.
  • اگر خواستید آرامش را در زندگی خود تجربه کنید، باید از دنیای خوب و بد فراتر بروید.
  • من همچنین به باور بی‌اهمیت بودن کامل و مطلق خود رسیدم و فکر می‌کنم که همین موضوع هم کمک خیلی زیادی کرد.
  • ما خود را ثابت و جهان را منعطف می‌دانیم. اما در حقیقت ما منعطف هستیم و جهان کاملا ثابت.
  • هر انسان منطقی می‌تواند با پرورش بی‌اعتنایی در مورد چیزهای خارج از کنترلش، به آرامش برسد.
  • من به هیچ چیزی از گذشته‌ام اعتقاد ندارم. هیچ چیز. نه خاطرات. نه پشیمانی‌ها. نه مردم. نه سفر‌ها. هیچ چیز. خیلی از نارضایتی‌های ما ناشی از مقایسه کردن اتفاقات گذشته با زمان حال است.
  • این ایده که چیزی را در دنیای بیرون تغییر می‌دهید و فکر می‌کنید قرار است برایتان آرامش، شادی همیشگی و خوشبختی را که سزاوارش هستید به ارمغان بیاورد، توهمی بنیادیست.
  • آرزو نوعی قرارداد است که با خود می‌بندید تا زمانی که آن چیز مورد نظر را به دست نیاورده‌اید ناراحت باشید.
  • تلاش می‌کنم که در هر زمان یک آرزوی بزرگ در زندگی بیشتر نداشته باشم. بعد هم آن را به عنوان محور رنج خود می‌شناسم.
  • وقتی جوانید زمان دارید سلامت هستید اما پول ندارید. وقتی میانسال می‌شوید پول و سلامتی دارید اما زمان ندارید. وقتی پیر می‌شوید پول و زمان دارید اما سلامتی ندارید. بنابراین شرط اصلی برنده شدن این است که هر سه این‌ها را همزمان داشته باشید. درست زمانی که مردم متوجه می‌شوند پول کافی دارند وقت و سلامتی‌شان را از دست داده‌اند.
  • واقعیت این است که زندگی یک بازی تک نفره است. تنها به دنیا آمدید تنها هم از دنیا خواهید رفت. تمام تفاسیر و تعبیرات شما تنهاست. تمام خاطراتتان تنهاست.
  • بافِت مثال خوبی دارد وقتی می‌پرسد آیا می‌خواهید بهترین عاشق جهان باشید و بدترین شناخته شوید یا اینکه بدترین عاشق جهان باشید و بهترین شناخته شوید؟
  • هنگام کار دورتان را با افراد موفق‌تر از خودتان پر کنید. هنگام بازی دورتان را با افراد خوشحال‌تر از خودتان پر کنید.
  • او درباره تمرینی مربوط به انرژی بدن نوشته است. به این شکل که دراز می‌کشید و انرژی را که درون بدنتان حرکت می‌کند احساس می‌کنید. در این زمان نسخه قدیمی من کتاب را کنار می‌گذاشت و می‌گفت:« خیلی مسخره است.» اما نسخه جدیدم گفت:«خوب اگه باورش کنم شاید واقعاً کارساز باشه» با دید مثبت به آن نگاه کردم. دراز کشیدن به مدیتیشن را امتحان کردم. می‌دونید چه شد؟ واقعا احساس خوبی داشت.
  • شما ترکیبی از عادت‌های خود و افرادی هستید که بیشترین زمان را با آن‌ها سپری می‌کنید.
  • من به چیزهای ناپایدار و حتی آن‌هایی که نگهداریشان سخت است علاقه‌ای ندارم از جمله روابط دشوار.
  • مهمترین ترفند برای خوشحال بودن این است که درک کنید خوشحالی ترفندی است که باید یاد بگیرید و انتخابش کنید.
  • تلاش می‌کنم بیشتر در معرض نور خورشید باشم سرم را بلند می‌کنم و لبخند می‌زنم.
  • به دوستانتان بگویید که خوشبخت و خوشحالید. بعد مجبور می‌شوید که خود را مطابقت دهید. تعصب مداوم پیدا می‌کنید. باید به این هدف برسید و به آن عمل کنید. دوستانتان از شما انتظار دارند که خوشبخت و خوشحال باشید.
  • هرچه رازهای بیشتری داشته باشید خوشحالی کمتری خواهید داشت.
  • بدون استثنا همه فعالیت‌هایی که به صفحه نمایش مربوط می‌شود شادی کمتری را به دنبال دارند. این در حالیست که فعالیت‌های بدون صفحه نمایش به خوشحالی بیشتری ارتباط دارند.
  • یک معیار شخصی: چند ساعت از روز را صرف کارهایی می‌کنید که بیشتر از اعلا به انجام دادن آن تعهد دارید؟
  • سیاست دانشگاه و موقعیت اجتماعی همگی بازی‌های مجموع صفرند. بازی‌های مجموعه مثبت افراد مثبت را هم خلق می‌کند.
  • تغییر عادت‌ها:
    یک میل را انتخاب کنید آن را پرورش دهید آن را تجسم کنید.
    یک مسیر پایدار برای خود درست کنید.
    نیازها عوامل محرک و جایگزین‌ها را شناسایی کنید.
    به دوستانتان بگویید
    دقیق ردیابی کنید
  • انضباط شخصی پلیس برای رسیدن به تصویر جدیدی از خودتان. تصویر جدید خود را بسازید. این همان کسی است که اکنون هستید.
  • در هر موقعیتی از زندگی همیشه سه انتخاب دارید: می‌توانید تغییر دهید، می‌توانید بپذیرید یا می‌توانید رها کنید. اگر می‌خواهید تغییر دهید پس خواسته‌ای دارید. تا زمانی که بالاخره موفق به تغییر آن شوید باعث رنج شما خواهد شد. بنابراین موارد زیادی را برای تغییر انتخاب نکنید. در هر دوره خواسته‌ای بزرگ را در زندگی انتخاب کنید تا هدف و انگیزه به خودتان بدهید.
  • پذیرش از نظر شما چگونه است؟
    اینکه نتیجه هرچه شد راضی باشم. اینکه متعادل و متمرکز باشم. اینکه یک قدم به عقب بروم و زاویه دیگری به طرح بزرگتر هر چیزی نگاه کنم.
  • نکته مهم ماجرا این است: هیچ میراثی وجود ندارد.
  • دکترها شما را سالم نمی‌کنند.
    متخصصان تغذیه شما را لاغر نمی‌کنند.
    معلم‌ها شما را باهوش نمی‌کنند.
    گوروها شما را آرام نمی‌کنند.
    آموزگاران شما را ثروتمند نمی‌کنند.
    مربی‌های ارزشی اندام شما را متناسب نمی‌کنند.
    در نهایت خودتان باید مسئولیت را بر عهده بگیرید.
    خودتان را نجات دهید.
  • برای انجام دادن یک خدمت واقعی، باید به طرز غیرمنطقی در مورد چیزی وسواس داشته باشید.
  • اولویت شماره یک من در زندگی برتر از خوشبختی برتر از خانواده و برتر از کار سلامتی خودم است. همه چیز با سلامتی جسمی هم شروع می‌شود. بعد سلامت روانم مهم است. بعد از آن نوبت سلامت معنوی من می‌رسد. بعد از آن سلامتی خانواده‌ام اهمیت دارد. سپس حال خوب خانواده‌ام مهم است. بعد از آن هم سراغ کاری می‌روم که نیاز است برای بقیه مردم دنیا انجام دهم.
  • ما برای کمیابی تکامل پیدا کردیم اما حالا در فراوانی زندگی می‌کنیم.
  • اکثر افراد خوش اندام و سالم بیشتر روی اینکه چه چیزی بخورند و تمرکز دارند تا اینکه مقدار غذایشان چقدر باشد. کنترل کیفیت آسان‌تر از کنترل کمیت است؛ کنترل کیفیت به کنترل کمیت هم منجر می‌شود.
  • کاری که من کردم این بود که تصمیم گرفتم سلامتیم اولویت شماره یک من باشد؛ یعنی برتر از خوشبختی برتر از خانواده برتر از کار. این فرایند هم با سلامت جسمانی آغاز می‌شود.
  • درست مثل هر چیز دیگری در زندگی اگر در کوتاه مدت فداکاری کنید در طولانی مدت به سود می‌رسید. مربی جسمانی من بسیار عاقل و درخشان است. همیشه می‌گوید:«انتخاب‌های راحت زندگی سخت. انتخاب‌های سخت زندگی راحت.»
  • اگر الان تصمیم‌های ساده بگیرید زندگی کلی شما خیلی سخت‌تر خواهد بود.
  • ترفند زندگی: وقتی در رختخواب هستید مراقبه کنید. در پایان یا مراقبه عمیقی داشته‌اید یا به خواب می‌روید. در هر صورت برنده‌اید.
  • پیشنهاد می‌کنم که هر روز صبح یک ساعت مدیتیشن کنید؛ زیرا کمتر از این برای رسیدن به اعماق وجود و پیدا کردن مسائل حل نشده کافی نیست.
  • مراقبه یعنی جامعه را ساکت کنید و به حرف‌های خودتان گوش دهید.
    فقط زمانی کار می‌کند که به خاطر خودش انجام شود.
    پیاده‌روی طولانی مراقبه راه رفتن است.
    روزانه نویسی مراقبه نوشتن است.
    دعا کردن مراقبه شکرگزاری است.
    دوش گرفتن مراقبه تصادفی است.
    آرام نشستن مراقبه مستقیم است.
  • در دنیای بیرون خود را به اندازه کافی به افراد دیگر متعهد کنید. به عنوان مثال اگر می‌خواهید سیگار را ترک کنید فقط باید به هر کسی که می‌شناسید بگویید:«سیگار را ترک کردم. انجامش دادم. به تو قول می‌دهم.»
  • برای انجام دادن بی‌صبر باش و برای نتیجه صبور.
  • هر کاری که باید بکنید کارش را یکسره کنید. چرا صبر می‌کنید؟ جوان‌تر از اینکه نمی‌شوید. زندگیتان دارد می‌گذرد. نباید آن را با منتظر ماندن در صرف بگذرانید. نباید آن را با سفر کردن به عقب و جلو بگذرانید. نباید زندگی را صرف کارهایی کنید که می‌دانید تاثیری روی ماموریت نهایی شما ندارد.
  • وقتی می‌خواهید کاری بکنید با بیشترین سرعتی که می‌توانید پیش بروید و در عین حال هم خوب و با دقت جلو بروید. بعد از آن باید در مورد نتیجه صبور باشید زیرا با سیستم‌های پیچیده و افراد زیادی تلف هستید.
  • من به اهداف خاص اعتقاد ندارم. اسکات آدامز جمله معروفی دارد که می‌گوید:«سیستم‌ها را تعیین کنید، نه اهداف را.» از قدرت تصمیم گیری استفاده کنید تا متوجه شوید که در چه نوع محیطی می‌توانید رشد کنید. بعد محیطی را در اطراف خود به وجود بیاورید که از نظر آماری احتمال موفقیت بیشتری در آن وجود دارد.
  • اگر می‌خواهید کاری را بعداً انجام دهید همین حالا انجامش بدهید. «بعدی» وجود ندارد.
  • با حرف‌هایی مانند «هرگز محبوب نخواهم شد. هرگز پذیرفته نمی‌شوم. همین حالا هم یک بازنده‌ام. قرار نیست تمام چیزهایی را که کودکان دیگر دارند داشته باشم. من فقط از خودم بودن خوشحالم.» کارتان را شروع کنید.
  • سخت کار کنید و عرق بریزید، زحمت بکشید و خونی شوید، با پوچی روبرو شوید، همه این‌ها بخشی از موفقیت یک شب است.
  • داشتن مهارت اقنا مهم است.
  • شما باید تمام قسمت‌های آمار و احتمالات را از زاویه‌های مختلف بلد باشید.
  • سخت‌ترین کار انجام دادن کاری که دوست دارید نیست، دانستن آن است.
  • توسعه به نسخه جوان‌تر خودم:«همان کسی باش که هستی»
  • تحمل کردن یعنی ماندن در رابطه‌های بد و شغل‌های نادرست به مدت چند سال به جای چند دقیقه.
  • هر کسی که مدت زیادی من را بشناسد می‌داند که ویژگی اصلی من ترکیبی از بی‌صبر بودن و خیره سر بودن است. انتظار را دوست ندارم. از طرف شدن وقت متنفرم. بی‌ادب بودن من در مهمانی‌ها مراسم‌ها یا شام‌ها بسیار مشهور است؛ زیرا به محض اینکه به نتیجه برسم که در آن میهمانی دارم وقتم را تلف می‌کنم آنجا را ترک می‌کنم.
  • برای زمان خود ارزش قائل شوید. زمان تمام چیزیست که دارید. زمان مهم‌تر از پول شماست. مهمتر از دوستانتان است. مهمتر از هر چیز دیگریست. زمان تمام چیزی است که در اختیار دارید. وقت خود را تلف نکنید.
  • افرادی که انتظارات خود را در زندگی کم می‌کنند از آزادی خاصی برخوردار می‌شوند؛ این در حالیست که افرادی که مدام در حال ارتقای سبک زندگی خود هستند نمی‌توانند آن را درک کنند.

فصل پنجم: فلسفه

  • صداقت ارزش خیلی خیلی زیادی برای من دارد. منظور من از صداقت این است که فقط بتوانم خود خودم باشم.
  • اصلاً به تفکر یا معامله کوتاه مدت اعتقاد ندارم. اگر با کسانی تجارت می‌کنم به آنها به صورت کوتاه مدت از فرد دیگری مشورت بگیرند دیگر دلم نمی‌خواهد با آن‌ها شراکت کنم. همه مزایای زندگی از بهره مرکب نشئت می‌گیرد؛ حال می‌خواهد پول، رابطه شخصی، عشق، سلامتی،فعالیت یا عادت باشد. من می‌خواهم فقط کنار افرادی باشم که می‌دانم تا آخر عمر کنار شما خواهم بود. فقط می‌خواهم روی چیزهایی کار کنم که می‌دانم نتیجه بلند مدتی دارند.
  • هرچه سوال قدیمی‌تر باشد پاسخ آن هم قدیمی‌تر می‌شود.
  • همه چیز را امتحان کنید روی خودتان آزمایش کنید شکاک باشید مفیدها را نگه دارید و غیر مفیدها را دور بریزید.
  • همه بی‌گناه شروع می‌کنند. همه فاسد شدند. خرد، کنار گذاشتن رذایل و بازگشت به فضیلت از طریق دانش است.
  • خرد را چطور تعریف می‌کنید؟
    درک پیامدهای طولانی مدت اقدامات خود.
  • معنای واقعی مرگ این است که دیگر هیچ لحظه‌ای در آینده وجود ندارد.

اگر این کتاب را خوانده‌اید، مشتاقم نقد یا سطری را که براتون برجسته بوده بشنوم. تجربهٔ شما همیشه به کامل‌تر شدن سطرچین کمک می‌کنه. و اگر در متن هم به لغزش یا نکتهٔ نگارشی‌ای برخوردید، خوشحال می‌شوم در کامنت‌ها بگویید تا درستش کنم.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت